X
تبلیغات
رایتل
دست بر قبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا




توی اون نمایش بد
تو نقشه مثبتش بودی
پر بود از غصه و گریه
تو اما غربتش بودی
هنوز در حاله اکرانه
ولی دیگه بدونه تو
تمام ساله ما داره
غمه فصله خزونه تو
ماها اینجا رو زمینو
تو تو قلبه آسمونی
بغله فرشته ها نشستی
واسشون قصه میخونی
متن این نمایش تلخ
تشنه ی زنگه صداته
غم غصه ی تو شعرم
واسه گفتن از چشاته
مثه شیرینی اسمت
عسل بانوی خوابیده
بعد رفتنت از این شهر
دیگه خورشید نتابیده



نوشته شده در 1392/03/20ساعت 22:32 توسط سعید.... بنویسیم تا بمونیم (0)|