X
تبلیغات
رایتل
دست بر قبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا

نگاه زیبایی بود

 رد شد از مقابلم

من با عبور

در حاله تقابلم

میجنگم با این دقایق

میجنگم با روزها

کبریت در دسته من است

شروعه سوخت و سوز ها

بعد از تو این شعر

مشتی خاکستر است

قدم هایم کوتاه ، یا...!

یا شایدم سست تر است

رد شدی،

شدی تصوری مبهم

حالا من و....

....ضربه ای که خوردم!





نوشته شده در 1392/02/26ساعت 23:31 توسط سعید.... بنویسیم تا بمونیم (0)|