X
تبلیغات
رایتل
دست بر قبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا

روزگارم سیاهو، پیراهنم مشکی
جایش را برایم، پر نمیکند هیچ عشقی
کثیفو مسموم مثله هوای تهران
شبو روزه من، چشمهای نگران
تو بخند به خیاله سادگی ام
من، بی خیاله سر و همسرو زندگی ام
دروغ است هرچه به من آموخته اند
حقیقت، چشمهایی است که به زیره.... دوخته اند
حیفه عمرم که به سر شد در چاهه غفلت
چشمم به آسمانست و خدایی بی منت


نوشته شده در 1391/12/13ساعت 20:11 توسط سعید.... بنویسیم تا بمونیم (0)|