X
تبلیغات
رایتل
دست بر قبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا

با تنهایی همدرد شدم دوباره
به مرگ یک قدم نزدیک شدم دوباره
روزهای تکراری ام رو مرور می کنم من
اشک از درو دیوار زندونم میباره دوباره

با مغزی که خسته و جامونده ست
چشمی که دوخته بیهوده به جاده ست
به همین شعر قانع ام از دنیا
یکی شبیه من هست اما...پیاده ست

رفتند و من اینجا موندم
سهمم چند بیت شعر بود که خوندم
گم شدم بین واژه ها و لحظه ها
با ته سیگارم ، زندگیمو سوزوندم



نوشته شده در 1391/03/30ساعت 18:53 توسط سعید.... بنویسیم تا بمونیم (0)|