X
تبلیغات
رایتل
دست بر قبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا

امروز یک مرده شور را دیدم

آنچنان زیبا می شست که لکه ای هم باقی نمی ماند

اما نمی دانم چرا پدرم از او خوشش نمی آید!

ومدام گریه می کند و مادرم نیز نفرینش...

او که مرد خوبی است، من دوستش دارم

فقط کاش ناخون هایش را میگرفت

تمام بدنم را زخم کرد....




نوشته شده در 1390/04/14ساعت 12:31 توسط سعید.... بنویسیم تا بمونیم (0)|